شهرهای قدیمی و زیبای بالکان اکنون یک به یک در حال سوختن و تبدیل شدن به هیزم آتشی بودند که لا‌به‌لای قرون متمادی هر از چند گاه سر بر می‌آورد و تنوره می‌کشید‌. با مرگ جوزف تیتو‌، پارتیزان کهنه‌کار و بعدا ژنرال سیاست‌باز‌، ابرهای تیره بار دیگر بر سر بالکان سایه افکندند. تیتو به قول ملی‌گرایان صرب، درپوشی بود که روغن و آب را داخل بشکه نگه داشته بود و با کنده شدن درپوش‌، روغن و آب اکنون از هم جدا شده بودند. با شروع دهه ۱۹۹۰ مردمان رنگارنگ قلمرو سابق یوگسلاوی اکنون همه جا ساز استقلال می‌نواختند، و هر جا که می‌شد شبه نظامیان صرب با حمایت دولت بلگراد که هنوز خود را دولت فدرال یوگسلاوی می‌نامید در داخل مرزهای دیگران برای خود قلمرو می‌ساختند.

کرواسی و مردمش که خود را اروپایی‌ترین و صاحب غنی‌ترین فرهنگ بالکان می‌دانستند، خیلی زود اعلام کردند دیگر در قید تسلط صرب های ارتدکس شرقی نخواهند بود. با وجود احتیاط و مخالفت‌های جهانی، کروات‌ها پارلمان خود را برپا کردند و رای به استقلال و ایجاد یک دمکراسی چند حزبی داده شد. امری که خیلی زود صرب‌ها با ایجاد قلمروی موسوم به جمهوری صرب کرانیکار و اعزام واحدهای نظامی به قلمرو کروات‌ها به آن پاسخ دادند.

پرچم کرواسی بر فراز منبع اصلی آب شهر ووکووار، نماد استقلال کرواسی در جنگ بالکان

پرچم کرواسی بر فراز منبع اصلی آب شهر ووکووار، نماد استقلال کرواسی در جنگ بالکان

کاروان های بزرگ نظامی از بلگراد به قصد سرکوب استقلال طلبان کروات به سوی شهرهای مهم کرواسی به راه افتادند، تا به شبه نظامیان صرب ملحق شوند و از تکرار سرنوشت پادگان‌های ارتش ملی یوگسلاوی (JNA) در سایر شهرها جلوگیری شود.

کلید تصرف اسلاوونیا که منطقه شرقی قلمرو کرواسی به شمار می‌رفت، ووکووار بود‌، شهر زیبایی که معماری باروک دل انگیز داشت، یادگاری از دوران حکومت هاپسبورگ‌ها. ووکوار ۴۵ هزارنفری را ۱۸۰۰ مدافع کرواتش به قلب مقاومت مردمان کاتولیک در اسلاوونیا تبدیل کرده بودند. صرب‌های ساکن شهر در کنار همسایگان کرواتشان بودند، چیزی که خشم روستاییان و ملی‌گرایان صرب را برمی‌انگیخت. این وضع بعدها در سارایوو هم تکرار شد، به قول برخی مورخان ، جنگ دهه ۱۹۹۰ بالکان رگه‌ای قوی از انفجار خشم روستانشینان دگرستیز بر شهرنشینان روادار و چند فرهنگی در قالب درگیری‌های قومی داشت.

نبرد بر سر ووکووار در ۲۵ آگوست ۱۹۹۱ شروع شد. مدافعان کم تعداد ووکووار، نمی‌توانستند چشم امیدی به زاگرب داشته باشند‌، چند صد راکت‌انداز ضد تانک M79 و M80 در کنار تعداد اندکی توپ‌های به جامانده از پادگان‌های غارت شده ارتش یوگسلاوی‌، تنها چیزی بود که سوای سلاح‌های سبک عمدتا متشکل از تفنگ‌های شکاری در اختیارشان بود‌. امید این بود که شبکه دفاعی گسترده تونل‌ها و سنگرهایی که ساخته بودند به کارشان بیاید‌.

موقعیت ووکووار در جنگ بالکان (فلش بزرگ در جبهه شمال به سمت دایره به عنوان محاصره)

موقعیت ووکووار در جنگ بالکان (فلش بزرگ در جبهه شمال به سمت دایره به عنوان محاصره)

آن سوی میدان نیروی ۳۶ هزار نفره متشکل از ارتش یوگسلاوی تا گروه‌های مختلف شبه نظامی صرب قرار داشت که در حال پیش تاختن به سوی شهر بود‌. نیروهای سبک اسلحه کروات در برابر آتش سنگین ده‌ها قبضه توپ و پیشروی ۱۰۰ دستگاه تانک T-55 و M-84 که توسط هواپیماهای تهاجمی J-22 و G-4 حمایت می‌شدند تاب مقاومت در میدان باز نداشتند‌. شهر در اواخر سپتامبر در محاصره کامل بود و زیر آتش سنگین و دائمی توپخانه‌، حملات هوایی و ناوچه‌هایی قرار داشت که از دانوب اقدام به آتش باری می‌کردند‌.

ژنرال‌های صرب گمان می‌کردند کار تمام است و می‌توانند به زودی در خیابان‌های شهر رژه پیروزی برگزار کنند‌. اما روزهای بعد نشان داد ووکووار به حماسه‌ای در تاریخ کروات‌ها بدل خواهد شد : دفاع جانبازانه نیروهای داخل شهر و تاکتیک‌های جنگ شهری هوشمندانه‌ای که بعدها شاید الگوی مدافعان چچنی گروزنی شد‌، قدم به قدم خیابان‌ها و کوچه‌های ووکووار را به قتلگاه تانک‌ها و نفربرها و سربازان صرب بدل کرد ، و تک تیراندازان امان مهاجمان را بریدند‌. نام ووکووار در سال‌های بعد از پایان جنگ سرد به قافله شهرهایی پیوست که مردمانش ارتش‌های بزرگ را به ستوه آوردند : گروزنی و بعدها داریا‌.

هواپیمای تهاجم زمینی G-4 ، ساخت یوگسلاوی و از هواگردهای مورد استفاده بسیار در جنگ بالکان

هواپیمای تهاجم زمینی G-4 ، ساخت یوگسلاوی و از هواگردهای مورد استفاده بسیار در جنگ بالکان

سرانجام فرماندهی مهاجمان را سرهنگ دوم زیووتا پانیچ‌، افسر کهنه‌کار زرهی بر عهده گرفت‌. نیروی مرکب از داوطلبان پرشور تازه از راه رسیده به همراه مهندسان کارکشته مین روب جای سربازان بی‌روحیه را گرفت و شهر به دو منطقه عملیاتی تقسیم شد‌. در ابتدای اکتبر حمله حساب شده واحد ۸۰۰ نفری با پشتیبانی ده دستگاه تانک و آتش منظم توپخانه و بمباران هوائی آخرین راه کمک به مدافعان شهر را بست و نیروهای کمکی اعزامی از زاگرب نیز نتوانستند حلقه محاصره ووکووار را بشکنند‌. افسران صرب دیگر رحم و مروتی بر ساکنان شهر را مجاز نمی‌دیدند‌، بیمارستان شهر که مملو از مجروحان بود در ۴ اکتبر هدف حمله هوائی قرار گرفت و با ساقط شدن یکی از هواپیماهای ترابری سبک کمک‌رسان به شهر با موشک SA-6 ، دیگر غذایی نیز به شهر نمی‌رسید‌. در ۳ نوامبر ، حمله آبی خاکی صرب‌ها از راه دانوب منطقه تحت تسلط مدافعان در داخل شهر را دو نیم کرد و در ۹ نوامبر با تصرف تپه مشرف به شهر‌، همه مناطق مسکونی زیر دید و آتش صرب‌ها بود‌. حملات ناامیدانه مدافعان برای شکست محاصره و باز کردن راه فرار برای غیرنظامیان ناکام ماند و در ۱۸ نوامبر آخرین بازماندگان تسلیم شدند‌. شبه نظامیان ملی‌گرای صرب که از مقاومت تا پای جان کروات‌ها خشمگین بودند‌، صدها غیرنظامی را به همراه مدافعان تسلیم شده در داخل شهر قتل عام کردند‌. برای ۲۰ هزار غیرنظامی دیگر، جز اخراج گزینه‌ای نبود‌، از جمله صرب‌های بومی خود شهر.

ووکووار اکنون خرابه‌ای بیش نبود‌. ۷۰۰ هزار گلوله توپ و راکت ظرف ۸۷ روز بر شهر باریده بود، تقریبا روزی ۸ هزار گلوله‌. اگر پناهگاه‌های یادگار دوران جنگ سرد نبودند‌، ۲.۵ میلیون گلوله راکتی که بر شهر و روستاهای اطرافش باریده بود شاید احدی از ساکنان را زنده نگه نمی‌گذاشت و همه را به سرنوشت ۱۱۰۰ غیرنظامی دیگر رهنمون می‌شد. همه مدافعان شهر کشته و زخمی شدند‌، اما خون آنان درخت استقلال کرواسی را زنده نگه داشت. ارتش یوگسلاوی و شبه نظامیان همراهش در این جا ۱۱۰ دستگاه تانک و نفربر، ۳ هواپیما و ۴ هزار کشته و زخمی تلفات و خسارات بر جا نهادند. مارش پیروزی در رادیو بلگراد شاید شیرین و دلنواز می‌بود ، اما فرماندهان صرب می‌دانستند دیگر نمی شود ارتش را در کرواسی نگه داشت. جمهوری صرب کرانیکار و شبه نظامیانش باید قلمرو اشغالی در کرواسی را نگه می‌داشتند، و بلگراد به فرستادن سلاح و مهمات اکتفا می‌کرد. روندی که تا شکست نیروهای صرب در سال ۱۹۹۵ و بازپس‌گیری عمده قلمرو کرواسی با حمایت طرف‌های بین المللی طول کشید.

تانک M-84 ارتش یوگسلاوی در کنار مناطق تخریب شده در جریان جنگ

تانک M-84 ارتش یوگسلاوی در کنار مناطق تخریب شده در جریان جنگ

ووکووار نماد پایداری کروات‌ها شد، و سرانجام در ۱۹۹۸، سه سال پس از پایان جنگ‌های بالکان به کرواسی عودت داده شد. منبع آب زخمی و نیمه تخریب شده شهر به همراه پل موستار، سمبل رنج و دردهایی شدند که مردم کرواسی و بوسنی در راه استقلالشان پرداختند.